خیز و بالا بنمای ای بت شیرین حرکات
کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم گیر
تا سحر گه ز کنار تو جوان بر خیزم
"حافظ"
دوش ملائک در میخانه زدند گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
آسمان بار امانت منوانست کشید قرعه فال به نام من بیچاره زدند
نشود فاش کسی آنچه میان من وتوست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم ده به زبانی که میان من و توست
از ناوک چشمان تو دوصد تیر پرانی بر دل بنشانی
ای برده امان از دل عشاق کجای تا سجده گزارم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:51 توسط یونس شاطری
|